• 66129212

مهمترین تجسم بیرونی تمام ادیان پرستشگاه ها و عبادتگاه ها است. در اسلام نیز آشکارترین و شکوهمندترین تجسم بیرونی بینش اسلامی «مسجد» است. نخستین مسجد در اواخر قرن ششم میلادی پس از هجرت پیامبر گرامی اسلام(ص) ازمکه به مدینه در این شهر بنا شد. در آن هنگام، نیاز به مکانی بود که در آن پیامبر و پیروانش بتوانند گردهم آیند و در کنار دعا و عبادت به موضوعات اساسی جامعه مسلمانان نیز بپردازند. به این ترتیب مسجد تبدیل به کانونی شد که به سازمان زندگی مسلمانــان می پرداخت. پیامبر اسلام(ص) در مسجد به هدایت و راهنمایی امور مختلف زندگی مردم در زمینه های تربیتی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، آموزشی، فرهنگی و مذهبی می پرداختند. از همان آغاز مسجد علاوه بر این که به عنوان جایگاه اصلی اجتماع مؤمنین برای ادای فرایض دینی استفاده می شد، کانون فعالیت های اساسی نهضت جهانی اسلام نیز به شمار می رفت و در واقع پایه های اساسی حکومت اسلامی در این مکان بنیان گذاشته شد.

پس از درگذشت نبی مکرم اسلام(ص) و رشد و گسترش این دین در سده های نخستین هجری، مساجد نقش پر اهمیت خود را همچنان حفظ کرده بودند. بنا به سفارش های پیامبر(ص) مسلمانان در ساختن مسجد مشتاقانه کوشا بودند. رهنمودهای رهبران اسلام درخصوص ساختن، نگهداری کردن، دایر نگهداشتن، پاکیزه و خوشبو نگهداشتن مسجد و رفتن به آن، چنان اعتقادی در دل مسلمانان نهاده بود که از همان صدر اسلام در تمام سرزمین های اسلامی به ساختن مسجد به عنوان یک عمل با اجر عبادی که مورد رضایت پروردگار است، توجه می شد. در این هنگام مسجد، تنها فضایی ویژه عبادت نبود، بلکه در کنار جلسات وعظ و ارشاد مسلمانان، حلقه ها و مجلس های درس و بحث نیز در آن بر پا بود. حتی پس از اواخر سده سوم و اوائل سده چهارم هجری که فضای مدرسه بصورتی جدا و متمایز از مسجد پدید آمد، همواره در تعدادی از مساجد تدریس علوم مذهبی حتی روزگار کنونی ادامه داشت.

کارکردهای مسجد:

نهاد مذهب از عناصر گوناگونی تشکیل شده است که از جمله مهمترین آنها، مکان تجمع پیروان است. در دین اسلام این مکان مقدس، مسجد است. در طول زندگی اجتماعی مسلمانان، مسجد کارکردهای متعددی را بر عهده داشته که بطور خلاصه مهمترین آنها به قرار زیر است:

الف ـ کارکرد اجتماعی مسجد:

مسجد فقط جایگاه عبادت یا معبد ساده ای نیست. مسجد به عنوان بیت خدا مکانی است روحانی و والا و فقه اسلامی احکام ویژه ای را برای ورود و خروج، طهارت، خرید و فروش مکان و لوازم، نظافت و تزئینات آن دقیقاً تعیین کرده است. مسجد جایگاه ارشاد و تبلیغ مسائل اسلامی است. پیامبر اکرم(ص) بخش اعظم ارشادات خود را در مسجد افاضه می فرمودند و این رویه بعدها نیز توسط خلفا ادامه داشت، مسلمانان آموزش دینی خود را در مسجد فرا می گرفتند و درصورت رویارویی با مشکلات در فهم امور دینی به مسجد مراجعه می نمودند.

ب  ـ کارکرد سیاسی مسجد:

در بینش اسلامی دین از سیاست جدا و تفکیک پذیر نیست. کانون رهبری مذهبی و سیاسی پیامبر اسلام(ص) در مسجد قرار داشت و مساجد در سرزمین های اسلامی تا سالیان دراز این نقش را برعهده داشتند. برای نمونه، در برخی از شهرهای ایران مانند اصفهان، تهران، قزوین و مشهد مساجد جامع و مهم به گونه ای با ارگ حکومتی پیوند نزدیکی داشتند.

ج  ـ کارکرد قضائی مسجد:

در زمان پیامبر(ص) بسیاری از مسائل حقوقی مردم از سوی ایشان رسیدگــی می شد. در دوره خلفای راشدین نیـز این شیــوه همچنان معمول بـود، چنانکــه در گوشه ای از مسجد کوفه در جایی به نام «دکه القضاء» حضرت علی(ع) برای رسیدگی به کارهای حقوقی و قضائی مردم بر محکمه قضاوت می نشست.

د  ـ کارکرد اداری مسجد:

رسیدگی به اموری مانند کار و بازار و کوی و برزن و خرید و فروش و منع از تقلبات کسبه و اصناف پرداخته می شد و امروزه این امور در ردیف وظایف شهرداری و نیروهای انتظامی است، که قبلاً در مسجد انجام می شد. محتسب در مسجد به انجام این امور می پرداخت.

هـ کارکرد پیام رسانی مسجد:

در گذشته، رسانه های همگانی برای پیام رسانی موجود نبودند. اما مسجد که محل تجمع مردم به شمار می رفت، در کنار کارکردهایی که شرحشان گذشت، کارکرد انتقال اخبار را نیز برعهده داشت.

و  ـ کارکرد آموزشی مسجد:

پیامبر اسلام(ص) تأکید بسیاری بر آموختن و کسب علم داشت. در زمان حیات ایشان مسجد بیشتر محل آموزش قرآن، احکام و اخلاق بود. پس از پیامبر(ص)، مساجد به طور عمده، محل آموزش قرآن، احادیث و آموزش زبان عربی گردید. از آن جایی که دانش اندوزی فریضه همگانی به شمار می آمد، نه تنها مساجد مهم به عنوان مدرسه استفاده می شد بلکه تمام مساجد خرد و بزرگ نیز به این کار می آمد. بدین ترتیب در سده های اولیه اسلامی، مسجد پایگاه مهم آموزش و سوادآموزی بود. در پیوند با همین نقش آموزش به تدریج، مساجد عمده دارای کتابخانه های عظیم و ذیقیمتی گشت که مورد استفاده دانش پژوهان، طلاب و محققین بود.

به روشنی درمی یابیم که مسجد پیشینه درخشان تاریخی در زندگی اجتماعی مسلمانان داشته و بسیاری از امور اساسی در مسجد حل و فصل می شده است.

مسجد و مشارکت فرهنگی:

در مشارکت فرهنگی دو جنبه وجود دارد: نخست، آفرینش و خلاقیت فرهنگی، یعنی اینکه شرایطی فراهم گردد که در آن آدمیان بتوانند آفرینش فرهنگی داشته باشند، و دوم آنکه تمامی افراد جامعه بتوانند از منابع فرهنگی بهره گیرند و استفاده از این منابع در انحصار گروه یا دسته خاصی نباشد. منابع فرهنگی در معنای وسیع کلمه مجموع کالاها و اشیای در دسترس است که انجام فعالیت های فرهنگی را ممکن یا تسهیل می کند.

فعالیت های فرهنگی، فعالیت هایی هستند که اعضای یک جامعه از طریق آن خودشان را محقق می سازند، استعدادهای خود را توسعه و شخصیت خود را گسترش می دهند. واضح است تحقق مشارکت فرهنگی در این معنا، ریشه در ساخت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه دارد. اگر شرایط زیست برای انسانها به گونه ای باشد که به سختی از عهده تأمین معاش خویش برآیند. باتوجه به بحث سلسله مراتب نیازها، توان و فرصتی برای پرداختن به موضوعات فرهنگی وجود نخواهد داشت. پس مشارکت فرهنگی پیوندی نزدیک با مسائل اقتصادی و اجتماعی دارد. اگر جامعه ای فاقـد ظرفیت های لازم برای بهره مندی تمام افراد از زیست مناسب باشد، روشن است که طلب مشارکت فرهنگی چه در عرصه خلاقیت و چه در عرصه بهره مندی فرهنگی موضوعی دور از واقعیت می نماید.

اما جایگاه مسجد در مشارکت فرهنگی کجاست؟ برای یافتن پاسخ این پرسش منطقی با مراجعه به اصول سیاست فرهنگی کشور باید دید که مسجد در سیاستگذاریهای فرهنگی چه نقشی دارد. در این اصول در بحث از اولویت ها و سیاست های کلی در بند 34 مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی به مراکز مذهبی از جمله مساجد و تجهیز آنها به امکانات فرهنگی توجه شده است. این بند به شرح زیر است: «افزایش امکانات فرهنگی و هنری مناسب در مساجد، حسینیه ها، تکایا،
انجمن ها و دفاتر و مراکز فعالیت های مذهبی و تبلیغی به معنای اخص» این مصوبه با عنوان هدایت و ارشاد و احیای نقش واقعی و تبلیغی مساجد برای مقابله با تهاجم فرهنگی بیانگر این موضوع هستند که مساجد به عنوان اماکنی محسوب می شدند که می توان در آنها با فراهم آوردن امکانات در راستای موضوعات موردنظر سیاست های فرهنگی کشور حرکت کرد. با این دید مسجد مکانی است که افراد می توانند با مراجعه به آن از امکانات فرهنگی بهره گیرند. اما تحقق این موضوع در گرو توجه به امکانات و شرایطی است که می توان بطور خلاصه به شرح ذیل از آنها یاد نمود.

1 ـ رسمی نبودن مسجد:

باید توجه داشت که مسجد سازمان اداری و رسمی نیست و از این مکان مقدس نمی توان برخوردی دیوان سالارانه داشت. تحقق هدف مشارکت فرهنگی از طریق مساجد با صدور بخشنامه های اداری سراسری و یکسان میسر نیست. در همه مسجدها، زمینه پذیرش و امکان فعالیت های فرهنگی وجود ندارد. و همانگونه که تحقیق میدانی نشان داد در بسیاری از مساجد تمایل چندانی برای افزودن کارکرد های جدید به کارکردهای سنتی نیست. مساجد از دیرباز اماکنی بوده اند که از سوی مردم و بیشتر به طور خودجوش و بنابر انگیزه های معنوی احداث می شده اند. بنابر این باید از برخورد اداری صرف با آنها پرهیز کرد و اجازه داد که متولیان و حامیان مساجد خود به ضرورت فعالیت های فرهنگی مسجد پی برند.

2 ـ محلی بودن مسجد:

بیشتر مساجد پیوندی اساسی با ساخت و بافت محله خود دارند. محل در اینجا به معنای محله شهری است. باتوجه به این ویژگی مشخص می شود که مساجد واحدهای مشابه و یکسان نیستند. برای نمونه، خانه های فرهنگ محله که از سوی شهرداری در محلات مختلف ساخته می شوند. از نظر اداری تقریباً مشابه یکدیگر و از کارکنان اداری با خصوصیات تعریف شده و رسمی بهره می گیرند. اما مساجد محلات مختلف شهر با یکدیگر تفاوت زیادی دارند و حتی در یک محله انواع مختلفی از مساجد وجود دارد.

3 ـ قومی بودن مسجد:

مساجد پیوندی نزدیک با قومیت احداث کنندگان و حامیان خود نیز دارند. نگاهی مختصر به اسامی مساجد مختلف مانند مسجد شبستری ها، مسجد آشتیانی ها، مسجد نوری ها و... نشان دهنده این واقعیت است. این موضوع سبب شده است تا مراجعه به این گونه مساجد تنها در چارچوب نسبتی باشد که فرد مراجعه کننده با قومیت حامیان دارد. این عاملی است که می توان گفت تا حد زیادی سبب می شود مشارکت فرهنگی در معنای عام خود به همگان اجازه بهره مندی از فرهنگ را می دهد با مانع روبرو شود.

4 ـ جذابیت ها و امکانات مسجد:

عامل مهم دیگر، توجه به جذابیت های مسجد است. تردیدی نیست که کانون توجه مشارکت فرهنگی معطوف به جوانان است و اینان کششی شگفت انگیز به زیبائی و جذابیت دارند. گاه یک خاطره، گلگشتی در صحرا، تصویر درختی تنومند و جریان نهری یا جوی آبی برای همیشه در ذهن انسان می ماند. هر سبزه و درخت و آب همان خاطره را در ذهن او تداعی می کند و شمیم عطری در کوچه باغ دل او می پیچد. اگر مسجد در ذهن جوان مثل آن خاطره سبز روشن و پر صفا و معطر باشد، بدیهی است که فطرت خداجوی جوان او را به سوی مسجد می کشاند. مسجد لنگر طمأنینه خاطر او می شود، مسجد دیگر یک خانه معمولی در شهر و محله نیست، کانون جذبه ای است که به اندیشه و زندگی جوان معنا می دهد. اگر مسجد توانست با فطرت الهی جوان نسبت مستقیمی پیدا کند، جــوان جـذب مسجـد می شود. مسجـد پناهگاه او می گردد بحث جذابیت ها پیوندی نزدیک با امکانات مسجد دارد، روشن است که مسجدی می تواند در مشارکت فرهنگی جای داشته باشند که امکانات و تجهیزات لازم را برای این کار داشته باشد. بدین منظور شاید مهمترین نیاز برای مسجد، فضای کافی باشد که اجازه احداث سازه هایی مانند کتابخانه و سالن نمایش فیلم را بدهد. تأمین منابع مالی برای فعالیت های فرهنگی نیز امر مهمی است که در این زمینه باید به آن توجه داشت. باید راهکارهایی مانند کمک مالی دولت یا مشارکت مالی مردم برای تأمین هزینه های فرهنگی جستجو کرد.

5 ـ توجه به ویژگیهای مخاطبان:

در مسأله تحقق مشارکت فرهنگی از طریق مسجد، ظرفیت ها و امکانات مسجد یک جنبه از موضوع است و جنبه دیگر، توجه به ویژگیها، ترجیحات و خواسته های افرادی است که می خواهند در فرهنگ مشارکت داشته باشند. از این رو ضروری است تا برنامه های فرهنگی مساجد باتوجه به شناخت مخاطبان تحقق یابد. برای نمونه، متولیان امور فرهنگی مساجد باید اطلاع دقیقی از ساخت سنی، جنسی، وضعیت سواد و معیشت ساکنان محل خود داشته باشند تا بتوانند باتوجه به این ویژگیها برنامه های مناسب را انتخاب کنند. همچنین لازم است تا نیازسنجی فرهنگی در سطح پوشش هر یک از مساجد فعال در امور فرهنگی انجام گیرد تا مشخص شود که نیازها و ترجیحات فرهنگی مخاطبان چیست؟ اطلاعات فراهم شده بستر مناسبی را برای برنامه ریزان فرهنگی مساجد فراهم می آورد تا برنامه های خود را بر پایه هایی استوار بنا نهند.

ویژگیهای فرهنگی ـ آموزشی مسجد نمونه:

می توان گفت این نقش مسجد پس از جنبه های عبادی آن، سرآمد دیگر ابعاد است. در حقیقت بنای مسجد النبی که مسجد نمونه اسلام است، تنها تأسیس یک عبادتگاه نبود، بلکه به شهادت مورخان و محققان و حتی خاورشناسان، پی ریزی یک مدرسه بزرگ اسلامی بود.

کشورهای اسلامی از آغاز اسلام تا چند قرن پس از آن، با پدیده ای به نام «مدرسه» روبرو نبودند. در این باره سخن مشهور آن است که در سال 459 هجری قمری اولین مدرسه توسط خواجه نظام الملک طوسی وزیر آلب ارسلان سلجوقی در بغداد بنا شده است. ولی پاره ای محققان بر آنند که پیش از تاریخ یاد شده نیز مدارسی مانند مدرسه بیهقی، سعدیه در نیشابور و مدرسه ابن حبّان در بُستی در بُست ـ که شهری میان سیستان، غزنه و هرات بوده ـ وجود داشته است.

به هر رو، تاریـخ تأسیـس مدارس هر وقت که باشد، محققان و مورخان پذیرفته اند که پیش از پیدایش مدرسه، مسجد یگانه مرکز مهم آموزشی ـ فرهنگی در کشورهای اسلامی بوده است. هر چند برخی محققان از جایگاه های آموزشی دیگری مانند مکتب های خانگی و دارالقُّراء نیز یاد کرده اند.اما فعالیت های آموزشی در این مراکز چنان محدود بوده است که ما امروزه اطلاعات قابل توجهی درباره چند و چون آموزش در این جایگاه ها در اختیار نداریم. حال آنکه نام مسجد مهم اسلامی کـه عرصه گاه فعالیت های آموزشی بوده، در تاریخ ثبت و ضبط شده است. حتی نام مدرسان این مساجد همراه با اطلاعات قابل توجه دیگری پیرامون مطالبی که در آنجا تدریس می شده، در اختیار ماست. به عبارت دیگر، در حقیقت مدرسه فرزند مسجد به شمار می آید. پس از پیدایش مدرسه نیز تا سالها، مدرسه در دامان مسجد بنا می شد. از همین رو بخش قابل توجهی از کتابهایی که بیشتر پیرامون مسجـد بـه نگــارش درمی آید، به بحث از مدرسه اختصاص می یافت، این به سبب ارتباط تنگاتنگی است که میان مسجد و مدرسه وجود داشته است.

ترسیم فضای آموزشی حاکم بر مسجد النبی تا حدود زیادی سیمای مسجد نمونه را در ابعاد فرهنگی ـ آموزشی برای ما روشن می کند. پیامبر(ص) در مسجد خویش آیه های قرآن، احکام و معارف دینی و حتی مسائل تاریخی را به مردم آموزش می داد.

مطالبی که در این جلسات ارائه می شد، متناسب با میزان توان فکری شنوندگان بود. این جلسات از نظر فاصله زمانی به گونه ای تنظیم شده بود که باعث خستگی و ملال شنوندگان نشود. عبداله بن مسعود گفته است: پیامبر(ص) جلسات سخنرانی را همه روزه برگزار نمی کرد، زیرا بیم آن داشت که شنوندگان خسته شوند. شواهد نشان می دهد که این جلسات پس از برخی نمازها مانند نماز صبح و عشاء که شمار بیشتری از مردم در مسجد حضور می یافته اند، بیشتر برگزار می شده است. شور و نشاط فراوانی در حفظ و ثبت مطالبی که رسول خدا(ص) بیان می نمود، در میان شنوندگان وجود داشت. افرادی که احیاناً به دلیلی توفیق حضور در این جلسات را نمی یافتند، به دیگران سفارش می کردند تا گفته های پیامبر(ص) را کلمه به کلمه ثبت و حفظ کنند و در فرصت مناسب برای آنان بازگو نمایند.

علاوه بر جلسات رسمی سخنرانی، جلسات آموزشی و پرسش و پاسخ نیز در مسجد پیامبر اسلام(ص) تشکیل می شد. در این جلسات تنها یک نفر سخن نمی گفت، بلکه به صورت گفتگو و محاوره ای ادامه می یافت. آن حضرت بسیاری اوقات پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب در مسجد می ماندند.

بخشی از این وقت صرف پاسخگویی به پرسش های دینی و حتی تعبیر خوابهایی که مسلمانان دیده بودند، می شد. پیامبر(ص) همچنین برای تازه مسلمانان که طبعاً به آموزش هایی ویژه نیاز داشتند. جلساتی جداگانه تشکیل می دادند. گاه در حضور آن حضرت مراسم مسابقه شعر و سخنرانی برپا می شد و پیامبر(ص) جوایز برگزیدگان را به آنان اهداء می فرمودند.

فعالیت های آموزشی مسجد پیامبر(ص) در غیاب آن حضرت و هنگامی که ایشان در جبهه های جنگ حضور می یافتند، تعطیل نمی شد، بلکه کسانی چون عبداله بن ام مکتوم و عبداله بن رواحه اداره امور مسجد را برعهده می گرفتند.

جلسات آموزشی نیز با نبود آن حضرت ادامه می یافت، زیرا استاد و مدرس کلاسهای آموزشی مسجدالنبی تنها پیامبر(ص) نبود. افراد دیگری که صلاحیت های علمی لازم برخوردار بودند، اداره این جلسات را برعهده داشتند.عبداله بن رواحه که یک چهره علمی بود، جلسات مربوط به توحیـد و معــاد و مسائل اعتقادی را اداره می کرد. پیامبر(ص) حتی در هنگام حضور، گاه در چنین مجالسی شرکت می نمود و به عنوان شنونده و تماشاگر، گفت و شنودهای علمی را نظاره می کرد. آن حضرت درباره چنین مجالسی می فرمود: «من نشستن در چنین مجالسی را بر نشستن در جلسات دعا و نیایش که در گوشه ای دیگر از مسجد برپا بود، ترجیح می دهم، زیرا من برای آموزش و تعلیم مردم، به پیامبری مبعوث شده ام» عباده بن صامت، نوشتن و قرآن خواندن را به اصحاب صفّه می آموخت. جابربن عبدالله نیز حلقه درس مخصوصی داشت که جمعی دانش های دینی را از او فرامی گرفتند. در تاریخ از شخص دیگری به نام ثابت بن قیس نام برده شده که گاه در مسجد برای مردم به ایراد سخنرانی می پرداخت. امیرالمومنین(ع) نیز گاه در حالی که یک پله پایین تر از جایگاه پیامبر(ص) می نشست، بر منبر برای مردم سخن می گفت: پیامبر(ص) کوشش می نمود تا دامنه این تلاش های آموزشی به دیگر مساجد نیز سرایت کند. برپایه شواهد تاریخی، مسجد قبا نیز دارای شور و نشاط علمی و فعالیت های فرهنگی بوده است. پیامبر اکرم(ص) در برهه ای از زمان، معاذ بن جَبَل را که یک چهره علمی به شمار می آمد، به امامت جماعت آن مسجد منصوب نموده بود. در سال هشتم هجری نیز پس از آن که مکه توسط مسلمانان فتح شد، پیامبر(ص) بی درنگ معاذین جَبَل و ابوموسی اشعری را مأمور کرد تا در مسجدالحرام به مردم مکه، قرآن، فقه و دیگر مسائل دینی را آموزش دهند.

شور و نشاط علمیِ حاکم بر مسجدالنبی تا سالها پس از رحلت پیامبر(ص) ادامه داشت. امیرالمومنین(ع) با حضور در مسجد، مشکلات قضائی و علمی مسلمانان را رفع می کرد تا آن جا که از خلیفه دوم نقل شده که گفته است: «با حضور علی(ع) در مسجد کسی حق فتوا دادن ندارد» بدلیل شرایط خاص سیاسی، حضور علمی امام باقر(ع) و امام صادق(ع) در مسجدالنبی نسبت به دیگر امامان رشدی فزاینده یافت. شاگردان آن دو بزرگوار همچون ابان بن تغلب، معاذ بن مسلم، حمران بن اعین و زراره بن اعین نیز دارای جلسات علمی بودند. محمدبن حکیم یکی از شاگردان امام موسی کاظم(ع) در مسجد النبی به بحث و گفتگوهای علمی می پرداخت.

امام رضا(ع) نیز با حضور در مسجد پیامبر(ص) به آن دسته از مشکلات علمی که همگان از حل آن درمانده بودند، پاسخ می گفت، اینها همه به ما می فهماند که مسجد برای همیشه جایگاه آموزش و فراگیری معارف اسلامی است.

ابعاد فرهنگی مسجد نمونه:

نکاتی چند پیرامون ابعاد فرهنگی ـ آموزشی مسجد نمونه که اهمیت بسزائی دارد به شرح ذیل یادآوری می کنیم.

1 ـ ابعاد فرهنگی ـ آموزشی مسجد، یک رسالت اساسی و بنیادین این نهاد در تمامی عصرها و مکانها است. مسجد با ویژگیهایی که دارد، برای همیشه آموزشگاه مبانی دینی و معارف اسلامی است. از این رو، مسجدی که نقش مؤثری در زمینه های فرهنگی ـ آموزشی ایفا نکند، در حقیقت از ادای بخش مهمی از رسالت خویش بازمانده و از مسجد نمونه بسی فاصله گرفته است. بر پایه همین ارزیابی است که امیرالمومنین(ع) مسجدی را که در آن خبری از هدایت، تبلیغ و ترویج دین نباشد، مسجد خراب برشمرده است.

2 ـ بی تردید، شکوفائی علمی مسجد و طرح دانش های گوناگون، کمالی برای مسجد به شمار می آید، ولی پرداختن به این امور، نباید سبب شود تا رسالت اولیه مسجد که پرداختن به دانش های دینی است، فراموش شود. از نگاه امیرالمومنین(ع) یکی از رسالت های مهم و اساسی مسجد آن است که به معنای حقیقی کلمه، کانون هدایت مسلمانان باشد.

3 ـ دانش های دیگر جز علوم اسلامی را در صورتی می توان در مسجد مورد بحث و گفتگو قرار داد که دست کم دارای دو ویژگی است: اول آنکه آموختن آن شرعاً روا باشد. دوم اینکه حداقل سودی دنیوی داشته باشد، یعنی لغو و بی فایده نباشد.» برهمین اساس، پیامبر(ص) بر مردمی که در مسجد، گرد شخصی جمع شده بودند و با او درباره شعرهای جاهلیت و رخدادهای آن زمان سخن می گفتند، فرمود: اینها دانشی است که دانستن آن سودی ندارد و ندانستن آن نیز ضرری دربر ندارد. همچنین نقل شده که امیرالمومنین(ع) قصه گویی را که در مسجد برای مردم قصــه می گفت، از مسجد بیرون راندند. البته ما تردیدی نداریم که آن قصه گو داستانهای غیرسودمند و یا مثلاً همراه با دروغ را برای مردم بیان می کرده است، زیرا قرآن مجید نیز خود شمار زیادی از قصه و سرگذشت پیشینیان را برای ما بازگو می کند. پیامبر(ص) خود در مسجد، رخدادهای مربوط به قوم بنی اسرائیل را برای مردم بیــان می نموده است. همچنین از آن حضرت نقل شده است که فرموده است: کسی که به قصد یاد دادن یا فراگرفتن امر نیکی به مسجد ما وارد شود، همچون رزمنده راه خداست؟ این سخن نیز به ما نیک می فهماند که هر کار نیکی را می توان در مسجد آموزش داد.

4 ـ در میان همه مباحث و علوم دینی، پرداختن به علوم قرآنی در مسجد دارای اهمیتی ویژه است، زیرا قرآن و مسجد پیوندی خاص با یکدیگر دارند. پیامبر(ص) در این باره فرموده است: «اِنّما نُصِبَتّ المَسجِدُ لِلقُرآن» مساجد را برای خواندن و فهمیدن قرآن بنا کرده اند و نیز «مَن اَحَبَّ القرآن فَلیُحِِبُّ المَساجَد» دوستدار قرآن، دوستدار مسجد نیز هست. شواهر تاریخی به روشنی نشان می دهد که در مسجد النبی جلسات قرائت و تفسیر قرآن از گرمی و رونق خاصی برخوردار بوده است. چنانکه پیشتر گذشت، عباده بن صامت از سوی پیامبر(ص) مأمور بود تا قرآن را به مردم آموزش دهد. جلسات مربوط به قرآن و علوم قرآنی حتی شب ها تا دیر وقت نیز در مسجدالنبی برپا بود.

5 ـ مطالعه تاریخ مساجد از آغاز تاکنون، نشان می دهد که مسجد و کتابخانه همواره همراه بوده اند. از همان آغاز که قرآن به صورت مکتوب درآمد، مسلمانــان قرآن های نوشته را به مسجد اهداء و یا وقف می کردند. با افزایش شمار کتابها، کتابخانه های مساجد نیز رشدی فزاینده یافت. این کتابخانه ها نقشی بزرگ در شکوفائی فرهنگ و تمدن اسلامی داشته اند. در شرایط کنونی نمی توان مسجدی را که فاقد کتابخانه و قرائت خانه است. مسجد نمونه نامید. از این رو لازم است در زمینه تأسیس و تجهیز کتابخانه های مساجد گامهای مهمّی برداشته شود. رسیدن به این مهم، ایجاب می کند که تحولی نیز در زمینه چگونگی ساختمان و بنای مسجد صورت گیرد و از آغاز فضایی مناسب به کتابخانه و قرائت خانه اختصاص یابد./ظ/ب

منابع و مآخذ:

1 ـ تاریخ آموزش در اسلام، احمد سلبی، ترجمه محمدحسین ساکت، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران 1361

2 ـ احیای کتاب و دفتر نشر میراث مکتوب، رسول جعفریان

3 ـ بحارالانوار، علامه محمدباقر مجلسی، ج 1

4 ـ الطبقات الکبری، محمدبن سعد، ج 2

5 ـ سیمای مسجد، تألیف و نشر نگارنده، ج 2

6 ـ التراتیب الاراذیه، عبدالحی الکتانی، ج 2

7 ـ تاریخ المدینه المنوره، عمربن شبه، ج 1، دارالفکر، قم

8 ـ السیره النبویه، ابن هشام، ج 4، دارالقلم، بیروت

9 ـ شرح نهج البلاغه، ابن ابی ا لحدید معتزلی، ج1

10ـ نهج البلاغه، صبحی صالح

11ـ من لایحصره الفقیه، شیخ صدوق، ج 1

12ـ اصول کافی، محمد بن یعقوب کلینی، ج 1

13ـ وسائل الشیعه، محمدبن حسن عاملی، ج 3

14ـ مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری، ج 3

15 ـ مغازی، محمد بن عمر واقدی، ترجمه محمد مهدوی دامغانی، مرکز نشر دانشگاهی تهران، 1369

نویسنده مقاله :داود پاک نیت

مرجع کسب و کار ایرانیان

© کلیه حقوق مادی و معنوی برای مرجع کسب و کار ایرانیان محفوظ می باشد.

هدایت به بالای صفحه

هدایت به بالای صفحه